تبليغاتX
هرزنامه
 

 

 

لالالالا همه در خواب نازن .

ديگه چيزي ندارن تا ببازن .

بخواب آروم نه اينکه وقت خوابه .

بخواب اي گل که بيداري عذابه و عذابه .

نترس از دست بي قانون فردا .

بخواب آروم که خورشيدم خاموشه .

اونم بايد بره چيزي بپوشه .

اونم طاقت نداره توي سرما .

اونم غافل شد از حال دل ما .

همه اينجا غريب اندر غريبند

 همه از بي نيازي بي نصيبند ...


 

+ نوشته شده در 85/12/29ساعت 15:0 توسط .... |

 

اون موقع كه يك دفعه و بي مقدمه پاتو گذاشتي وسط زندگي من هيچي نگفتم . فكر كردم خودت خسته ميشي و پاتو مي كشي بيرون . هر بار كه مي خواستم رد بشم  ناراحت مي شدي. ولي باز هم پاتو بيرون نمي كشيدي . الان فكر مي كنم يه جورايي لج مي كردي . به هر حال وجود پات تو زندگي من هيچ فايده اي به حالت نداشته و نداره ، حالا هم نمي فهمم چرا با وجود اينكه رفتي ولی پاتو وسط زندگي من جا گذاشتي ، مي خوام چهارديواريم مال خودم باشه.  دكوراسيونشم مي خوام تغيير بدم ، شايد يك كاناپه بزارم براي لم دادن و سيگار كشيدن ..

 به هر حال بايد ديگه بياي پاتو برداري ..

+ نوشته شده در 85/12/16ساعت 12:26 توسط .... |

 

بی ‌سيگار
چراغ ياد تو را
روشن می‌ کنم.
بی سيگار
دستم پی دست تو می ‌گردد.
بی سيگار
دنيای بی تو
خالی ‌تر شده است.

 

+ نوشته شده در 85/12/10ساعت 13:39 توسط .... |

 

آدمها ... حرفها.....رفتارها گیجم می کنن
آدمها بیشتر گیجم می کنن...
حرفها از آدمها بیشتر
بین آدمها... حرفها و رفتارهاشون چرخ میخورم 
چند روز پش  افتخار آشنایی با یکی از بی شرفترین و .... ترین و ....ترین آدمهای روزگار نصیبم شد.خوشتیپ،قدبلند و خوش پوش و ریش و سبیل زده که روز اول حرفاش باعث تعجبم شد و روز دوم
فهمیدم با چه مارمولکی طرف هستم .
+ نوشته شده در 85/12/07ساعت 10:28 توسط .... |

 

-: ميخوام اعتراف كنم! من گناهان زيادي مرتكب شدم!
-: بگو فرزند..گوش ميدم
-: هر چي پول داشتم دادم كارت اينترنت خريدم!!
-: آه... از اين اينترنت...اين جرثومه فساد...خوب توي اينترنت چي كار ميكني؟
به اين سايتهاي ... هم سر ميزني؟
-: (با شرمندگي) گاهي فقط!!!
-: ديگه چي كار ميكني؟
-: گاهي با غول و مريخي و ديونه و كشكعلي ميچتم!!!
به عاليجناب و كاپيتان ميل ميزنم!!!يه 30 ، 40 تايي هم وبلاگ ميخونم!!!
-: نكنه خودت هم وبلاگ داري؟
-: بله دارم
-: خيلي بد شد، بار گناهانت سنگين شده!!
-: عاقبت اين همه گناه چي هست؟
-:خوب ! يك كم آب جوش و سرب داغ و اژدهاي 7 سر و ...
-: چه جوري ميتونم جبران كنم؟؟
-: يك كم خرج داره!!!
-: مثلا چقدر؟
-: 50000 تومن!!
-: اويييييييييي نه بابا پول ندارم،بزار همون عذاب بكشم،
شايد به ما كه رسيد هيزمشون تموم شد!

+ نوشته شده در 85/12/07ساعت 0:9 توسط .... |

 

یه حس متفاوت

چند روز پيش به خاطر روز ولنتاين همه مغازه ها پر شده بود از كادوهاي رنگ و وارنگ..
قلب هاي قرمز.. خرسهاي سفيد .. جعبه هاي شكل قلب كه توش با شكلات پر شده بود و ...
خونه هر كي رفتم يه دونه از اين كادوهاي ولنتايني ديدم.. مثل اينكه همه عشق ها مثل همه...
ابراز عشق ها هم مثل همه .. يكي هم نصيب من شد.. البته برادرعزیزم بهم داد ..
يك خرس سفيد و تپل .. چشمهاي با مزه اي داره..
گذاشتمش توي دكور .. نصفه شب ديدم صداي گريه مياد ... بيدار شدم ..چراغو روشن كردم...
ديدم داره گريه ميكنه..
 
گفتم :اي بابا !!نصف شبي .. چي شده؟
گفت: من خيلي بدبختم!!!
گفتم : آخه چرا ؟
گفت : همه دوستام جاهاي خوبي افتادن.. همشون با عشق خريده شدن ....
ولي تو منو دوست نداري!!
گفتم : چرا اين طوري فكر ميكني؟
گفت: آخه منو گذاشتي اينجا توي دكور..
همه دوستام جاشون يا بالاي تخته يا تو بغل صاحباشون..
گفتم : تو يه خرس احمقي!!!
بيشتر دوستات بعد از يك مدت پرت ميشن توي سطل آشغال، تازه از كجا معلوم كه با عشق هديه شده باشن؟
دوباره زد زير گريه، سرشو تكون ميداد و ميگفت من يه خرس بدبختم .
گفتم : من ميخوام بخوابم ، ساكت باش..
گفت : همين ديگه ، گفتم كه تو منو دوست نداري!!
گفتم : خب ... ميخواي بياي پيش من بخوابي؟
چشماش برق زد.. گفت : بله.. كشيدم كنار و گذاشتم بياد زير پتو..
خودشو خوب جابجا كردو نفس راحتي كشيد.. چراغو خاموش كردم..
گفتم شب به خير..
گفت : ميتونم دستمو بندازم گردنت؟
گفتم : خب .... باشه اشكال نداره!!!! دستشو انداخت دور گردنم و زود خوابش برد.
همه جور عشقي ديده بودم به جز عشقه.....!!!!!!
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در 85/12/05ساعت 8:25 توسط .... |