تبليغاتX
هرزنامه
ببین کار تمدن چند هزار ساله مون به کجا رسیده که حتی شادیمونم وارداتی شده!

happy valentine!

                                                               مهرناز

+ نوشته شده در 87/11/27ساعت 17:9 توسط .... |

light winking

.

.


and i hate that

.

.

.

 

+ نوشته شده در 87/11/25ساعت 1:17 توسط ...

درد کمی نیست وقتی

نوشتن هم تسکین نیست

کاش لااقل قلمها

محرم بودند

یا کاغذها

کنجکاو نبودند

درد بدتری است

وقتی دلها اسیر است

چشمها حیران است

ولی کسی نیست

که محرم باشد

درد است که کسی باشد

ولی تو کسی نباشی

که دردت را بگویی

سودای دام عاشقی

همین یک طعمه را کم داشت

و شربتی گوارا

زهری جانسوز نصیب کرد

کاش نه کسی بود

نه دردی

و نه چشمهای حیرانی

                                                                                                                        آدمک

+ نوشته شده در 87/11/24ساعت 11:38 توسط .... |

سلام

از همه دوستانی که در مورد نوشته قبلی نظر داده بودند بسی سپاسگزارم!

این هم دومیش!خوشحال می شم اگه نظرتونو در مورد این یکی هم بدونم.

البته باید توضیح بدم که اینو آبانماه پارسال نوشتم و معلم دین و زندگی پارسالمون گفته بود بنویسیم(مجبورمون کرد!)وقتی هم اینو سر کلاس خوندم یه کمی قیافش دیدنی شده بود!

 

تو ادامه مطلب بخونیدش

      فریاد                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/11/20ساعت 18:2 توسط .... |

سکوت...

چیز خوبیه...

وقتی

حرف تازه ای واسه گفتن نداری....

.

.

.

انگار وقتشه کمی ساکت باشم...

.

.

.

صدای سوسکارو میشه شنید!....

                                                                                                  مهرناز

+ نوشته شده در 87/11/18ساعت 17:37 توسط .... |

 

نمی دونم چرا ساعت نه و نیم امشب هوس کردم صبحانه بخورم!

اونم زیر آب و در حال همزاد پنداری با دلفین ها!!!

همه جوره حماقتی داشتم ولی این یکی رو نوبرانه واسه تون مینویسم اینجا!

.

.

.

همه خوبین؟؟؟؟

زیر زمینیه زیر آبی

 

 

 

+ نوشته شده در 87/11/17ساعت 1:2 توسط ...

مساله اول

علي باينري

علي كوچولو جمع اعداد دودويي را تازه ياد گرفته است و هنوز برخي از جمع ها را به خوبي انجام نمي دهد . در واقع او هنوز "دو بر يك‌"(همان ده بر يك در مبناي دو)را حساب نمي كند . مثلا اگر او بخواهد دو عدد 1010 و 0011 را جمع كند حاصل جمع را به صورت 1001 مي نويسد ، در صورتي كه اگر دو بر يك ها را در نظر مي گرفت جواب برابر 1101 مي شد . در ضمن علي كوچولو يك بازي جديد ياد گرفته و بسيار هيجان زده است .

الف)او تمام رشته هاي از 0 و 1 به طول 4 (به استثناي رشته 0000)را روي يك صفحه كاغذ نوشته است ( جمعا 15 رشته ) ، هدف او از اين بازي اين است كه رشته ها را به 4 دسته طوري تقسيم كند كه وقتي و عدد را از يك دسته جمع مي كند حاصل جمع در يك دسته ديگر قرار داشته باشد ( توجه كنيد كه علي كوچولو جمع دو عدد را به صورت بالا انجام مي دهد . ) او چند روش را براي اين تقسيم بندي امتحان كرده است ولي نتوانسته است اين مساله را حل كند و اكنون از شما مي خواهد كه به او كمك كنيد.

اين چهار دسته بندي را براي او بنويسيد.

ب)مادر علي كوچولو به او گفته كه بلد است سوال قسمت قبل را با 3 دسته حل كند ( يعني 15 رشته را به 3 دسته و با همان شرايط تقسيم كند .) با توجه به اين اطلاعات ثابت كنيد مي توان تمام رشته هاي به طول n4 به استثناي رشته 000...00 را به n3 دسته طوري تقسيم كرد كه جمع هيچ دو عدد از يك دسته ( به روش علي كوچولو ) در همان دسته نباشد .

 

مساله دوم

لامپ ها

شركت برادران "علي كوچولو" يك شركت بزرگ توليد جغجغه هاي رنگي است كه ساختمان آن تعداد زيادي اتاق و تعداد زيادي لامپ دارد . اين شركت براي سيم كشي لامپ ها ساختمانش  "آوريل دالتون" را استخدام كرده بود .بعد از سيم كشي معلوم شد كه آوريل نه تنها از تعداد مساوي كليد و لامپ استفاده نكرده ، بلكه هر كليد را به چند لامپ  و هر لامپ را به چند كليد وصل كرده است . به اين ترتيب ، با زدن يك كليد ، هر يك از لامپ هاي متصل به آن كليد تغيير وضعيت مي دهند(يعني از روشن به خاموش يا برعكس تغيير مي كنند)به اين دليل در پايان هر روز كه كارمندان مي خواهند با زدن كليد ها همه لامپ ها را خاموش كنند با مشكل مواجه مي شوند. (اين تنها راه خاموش كردن لامپ هاست .قطع فيوز ف يا شل كردن لامپ ها يا كارهاي مشابه مجاز نيست!)مي دانيم كه در آغاز هر روز همه لامپ ها خاموشند .پس در پايان روز هميشه مي توان بعضي از كليدها را زد كه همه لامپ ها دوباره خاموش شوند .

شركت براي حل مشكل خاموش كردن لامپ ها "لوك خوش شانس" را استخدام كرده است تا در پايان هر روز همه لامپ ها را خاموش كند .لوك پس از عقد قرارداد و بررسي مشكل ، كليدها را از 1 تا n (n تعداد كليدها)شماره گذاري كرد و جدولي با n خانه تهيه كرد تا در خانه i ام بنويسد كه كليد i ام زده مي شود يا خير. او در انتهاي هر روز ، جدولي را بر اساس وضعيت فعلي لامپ ها ر مي كرد و بعضي از كليدها را مطابق آن مي زد. با اين كار همه لامپ ها خاموش مي شدند.

الف)ثابت كنيد كه تعداد جدول هاي مختلفي كه لوك براي خاموش كردن همه لامپ ها در انتهاي هر روز مي تواند تهيه كند ثابت است و اين تعداد بستگي به وضعيت لامپ ها در انتهاي روز ندارد و فقط به نحوه سيم كشي آوريل وابسته است.

ب)ثابت كنيد كه اين تعداد تواني از2 است.

+ نوشته شده در 87/11/14ساعت 20:41 توسط .... |

کجای این دنیا یی؟

داری زندگی میکنی؟

توی جریان زندگی غرق شدی؟

..با زندگی همراه شدی؟

...یا مثل یه سنگ به کف رودخونه چسبیدی و تکون نمی خوری؟؟؟؟

.

.

.

.

.

....گم شدی. میدونم.

خودتم نمیدونی باید چیکار کنی....

.

.

.

.

(این پست آخر نداره)

                                                                                مهرناز

+ نوشته شده در 87/11/14ساعت 17:15 توسط .... |

 

چند وقته دوباره همه چی به هم ریخته!!!

۶ غروب خواب تا ۱-۱۲ شب!

من نمیخوام ساعت ۶ و نیم صبح بیدار باشم،

من میخوام ساعت ۶ و نیم صبح بیدار شم!

خب اینجوری میتونم عصری تموم بچه ها رو ببینم

و نوشیدنی های وسط روز از تنهایی کوفتم نشه!

فکر کنم چاره ش این باشه تا ۱۲ شب امشب نخوابم

و............

ای کاش همه ی مشکلاتمون همینا بودن!!!!

 

زیرزمینیه گیج

 

 

 

 

+ نوشته شده در 87/11/13ساعت 5:21 توسط ...

 

 

گاهی وقتا فکر دیگه به جایی قد نمیده

دلتم که حیفه قاطی این بازیا شه!

.

.

.

امشب جفتشونو فرستادم مرخصی!

همیشه یه راه سومی هست!!!

 

مهدی ( زیر زمینیه راه سوم)

 

 

+ نوشته شده در 87/11/11ساعت 5:57 توسط ...

 

بلعیدن یه پرتقال٬ ۶ دقیقه...

بلعیدن یه شکلات بزرگ٬ ۱ دقیقه و نیم...

بلعیدن یه ظرف غذا٬ ۱۵ دقیقه...

.

.

.

یه چیزایی هم هست که کلن بلعیدنی نیست...

ولی بلعیدنشون سالیان سال طول می کشه.....

 

زیرزمینی در همچین روزی

+ نوشته شده در 87/11/04ساعت 13:31 توسط ... |